لذت بردم و بخاطر سپردم،
تا روزی که منتشر شد، بارها و بارها گوش کنم،
این ترانه زیبای تیتراژ پایانی "سیانور" +
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند
بر آن لبخند جادویی بر آن سیمای روشن
کز چشمان تو افتاده آتش بر هستی من
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشم انتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بی تو شبها
در حسرت و جدایی
عاشقی گم کرده ره بی آشیانم
مانده بر جا آتشی از کاروانم
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دست باد پاییزی
نشکفته پرپرم کرد
* برای دومین بار، فیلم خوب سیانور را دیدم...
بعضی چیزها فقط برای فیلم هاست
بعضی قصه ها هم می تواند فقط برای فیلم ها نباشد!
برچسب: در دست باد,در دست باد دال,در دست باد گروه دال,برگ ها در دست باده,در دست منت همیشه دامن بادا,
نویسنده: یاسین رحیمی