خرید بک لینک
مدتی بود که آغازش کرده بودم

و دنبال خودم می بردم تا بخوانم...

امروز بالاخره تمام شد،

خاطرات ابر مرد تشکیلاتی انقلاب اسلامی!

آدمی هر چه به حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری می اندیشد

بیشتری دلش می سوزد و اعصابش خورد می شود

از وجود آدم های پستی چون کلاهی و کشمیری!

نه تنها تشکیلات که زندگی را باید از بهشتی آموخت!

خاطرات همسر شهید که در کتاب آمده واقعا جالب است

و در خور توجه!

چه احترام شهید بزرگوار به همسرش،

چه اهمیت خانواده برای شهید

و چه همراهی همسرش با او...

خدا

او را بیامرزد

و ما را به نزدیک کند...

* جمکران؛

شاید بعد از کربلا،

شاید بعد از مسجد الحرام و مسجد النبی،

بهترین زمین خدا باشید...

چه آسوده با امام زمانت سخن می گویی،

و چه آرام قدم برمیداری که با همه دلهره ها،

این محل آرامش است...

اینجا، جایی نزدیک یاد خداست...

برچسب: او یک ملت بود,کتاب او به تنهایی یک ملت بود,کتاب او یک ملت بود, نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 6:46

صفحه بندی