و نوشتههای این وبلاگ
و روزهای تلخ و شیرین دانشگاه
با همین ترانههای بهنام صفوی عجین شده!
اگر بگویم هر کدامشان
مرا یاد روز ولحظه و خاطرهای میاندازند
گزافه نگفتم...
آن هنگام که حافظه چندانی روی گوشی نداشتم
یکی از آلبومهایش روی گوشیام بود
بخاطر همین طنین دلنشین صدا
و ترانههای بیادماندنی
که بعضیشان شدن تیتر همین نوشتهها!
تمنا را شنیده بودم
اما آنچنان درگیرم نکرده بود
صفوری را از همان برنامه تحویل سال 89
خاطر دارم... همان تیتراژ قشنگ سه نفره!
باز خدا رو شکر که ما و هم نسلیهامون
اگر سمت ترانه ها و تصنیفهای اصیل نرفتیم
سمت بهنام بانیها و امثالهم هم نرفتیم؛
ممنونیم آقای بهنام صفوی
که برای گوش مخاطبت
احترام قائل بودی
و هرچیزی
نخواندی!
برچسب:
نویسنده: یاسین رحیمی