الانی که اکثریت قریب به اتفاق
در بستر خفته و مشعول استراحند
نشسته در گیت پروازهای خارجی فرودگاه کرمانشاه
در انتظار پروازیام
که مرا به نجف برساند،
برای ما کم توفیقها فرصت مغتنیمیست
بلکه سالی یکبار هم که شده
ولو به عرض ارادت
و اعلام حضوری
لا به لای زائرای آقا
بر بخوریم سمت کربلا!
پایم به نجف نه
اصلا چرخهای هواپیما برسد به زمین
خیالم راحت میشود
تا آن موقع
هنوز هم این دل، آرام نمیشود...
اینجا شاید نتوانم اما
در بله مرتب مینویسم
ثبت شود؛
با تجربه سال قبل،
اندکی سبکتر عازم شدم،
حال بهتر است و امید دارم
توشه سنگینتر و با دستپر تری بازگردم...
سال قبل
گرچه به کرم و لطفشان
دست این گدا خالی نماند
اما لب چشمه، لب تشنه بازگشت...
برچسب:
نویسنده: یاسین رحیمی