خرید بک لینک

تحویل سال

این انقلاب زیبای بهاری

همیشه اضطراب عجیبی به جان آدمی میاندازد...

احساسی نزدیک ۱۰ سالیست

همیشه این لحظات با من است

حس دوستداشتنی انقلابی در درون!

چند ساعت، کمتر حتی؛

خیلی کمتر از آن که ساعت خطابش کرد

مانده تا نود و سخت را بسپاریم

به تاریخ

به گنجینه خاطرات

و نهایت چند یادگاری برداریم برای سال جدید

مهمترینشان هم نام و نشان سردار خواهد بود...

قبلتر این موقعها، مینشستم

به حساب و کتاب

به اینکه چه کردم و چه باید کنم

گرچه بسیاریش زمین ماند

ولی به از هیچ بود...

نمیدانم درگیری بیشترمان با زندگی

همین دو دو تای ساده را دریغ میکند

یا این همه حادثه و اتفاق و شرایط فعلی

موجب شده بیتوجه شویم...

یکسال دیگر هم گذشت

چه بسیار عاداتی که هنوز ترک نکردیم

چه بسیار فرصتهایی که از دست دادیم

قدر ندانستیم و ساده گذشتیم تا کرونا از راه رسید

و همین کوچک لیپیدی چنان روزگاری برایمان ساخت

که قدر روزمره زندگیمان هم دستمان بیاید...

خدایا، بیا و این سال جدید

حال و احوالمان را نزدیک کن به احسن حال!

تو را قسم به باب الحوائج

بیا و حال دل همهمان را خوب کن...

ای قادر بیهمتا

شکر که عمرمان

به تماشای شکوفههای جدید بهاری دیگر روشن شد

آفتاب نخستین روز آخر سال قرن

همین الان طلوع کرد!

بهار آمد و به پنجره سلام داد،

سال نو مبارک :)

نمیدونم کسی گذرش اینجا میافته یا نه

ولی خوبه اگر چیزی بنویسه اول سال جدید

حرفی، نظری، توصیهای... قطعا مایه مسرت است!

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 19:40

صفحه بندی