نمی دونم از عطر یاس اینجا نوشتم یا نه!
از برنامه هاش که باید نوشته باشم،
ولی روز ولادت حضرت معصومه
از فکر می کنم مرداد 93
یا حتی کمی قبلترش
از اون استخاره اردوی مشهد
برای من و یه تعداد از بچه های انجمن
شکل و رنگ جذابتری گرفت به خودش!
برای من از دوران دانشجویی همین بس شاید!
من هم نگاههای صاحب هیئت را درک کردم، هم دستش را
پشت تک تک، جلساتش، حرکت ها و برنامههاش...
وگرنه ما چارتا جوون زپرتی چه به گرفتن جلسه و هیئت و زیارت...
کم حرص نخوردیم،
کم تلاش نکردیم،
کم هزینه ندادیم،
کم ندویدیم! تا همین جا ...
کاش قدرش را بدانند...
چه آرزوهای بلندی داشتیم
الان هم دور دست نیست،
همتی باید...
بچه های امروز،
کم توجهتر
از ما کمتوجهها شدند
فکر کردم فراموش کردند...
مثل خیلی چیزهای دیگه!
الان سری زدم به صفحاتشون.
خوشحال شدم
حداقل صفحه خود هیئت چیزی نوشته بود برای امروز.
الحمدلله
برچسب:
نویسنده: یاسین رحیمی