
یکی از ایام سال قمری که عمدتا خوب بیاد می مونه اتفاقاتش، همین تولد قمر بنی هاشم هست...امسال و این چند روز از عبدالرزاق رد نشدم ولی حتما یه کاری کردند برای میلاد! یه چیزی ساختند! یاد سال پیش؛ همچین موقعی قم و جمکران! الانی که دارم می نوسم قم بودیم فکر می کنم! چه روزهایی بود... نه فقط برای من! شاید بر...
ادامه مطلب
کلا عادتمونه! بیخیالیم بعد یکباره میخوایم همه چیز وفق مراد ما پیش بره!طرف با برنامه محکوم امنیتی تو انتخابات شرکت کرده، انوقت بچه های ما هنوز سرگرم بازی های خودشونند! خدا بخیر کنه فردا رو...! ...
ادامه مطلب
من با بانگ بلند فریاد میزنم! از خداحافظی بی مقدمه از سلام بدون پاسخ از پاسخ بدون واکنش از پیام بی جواب از پیام تیک نخورده از فکر یک طرفه از تکرار بی فایده پیامک از شنیدن ...و تمام! بیزارم! بیزارم! بیزارم! بیزارم از دویدن بی جهت، از فکر بی ثمر، از تلاش بی هدف! و بی صبرم .. و هرچه والعصر خواندم بی نتیجه بود! کاش در برابر این صبرها، ذره ای تو امید میدادی ... من همین یکجا رو دارم برای فریاد زدن! کی این اتوبوس لعنتی میرسه اصفهان! دیگه دارم خسته میشم از در جا زدن! از این همه منطق بدون حس... کاش تموم شه این شب! کسی چه میدونه! شاید اگر تو بودی، هیچ وقت... هیچ وقت... کاش همون موقع که می رفتی، می گفتی بعد رفتنت دردها تمامی ندارن... دلم بی هوا، هوای پدر کرد......
ادامه مطلب
از یکی- دوهفته قبل نشست تا همین حدود، هیچ کتابی رو نتونسته بودم کامل بخونم... تعریف «رویای نیمه شب» را زیاد شنیده بودم، به واسطه فعالیت های جدید متین هم داستانش را می دانستم، دو سه روز پیش، اتفاقی در خانه، یافتمش. سوژه اش آنچنان برایم جذاب بود که تا حرم امام تقریبا تمام شد... چه درک مشترکی! کاش ... یا صاحب الزمان؛ دلم جمکران می خواهد......
ادامه مطلب